الشيخ علي المشكيني

123

تفسير روان (فارسى)

نداشته باشند . وَ لَنُخْرِجَنَّهُم مّنْهَآ أَذِلَّةً وَ هُمْ صغِرُونَ : و يقيناً آنها را از آن سرزمين با خوارى و اسير و ذليل نمودن بيرون مىكنيم . يعنى لشكريان ما اكتفا بر بردن سلطنت و عزّت آنها نكنند ؛ بلكه ايشان را اسير نمايند . فرستادهء بلقيس بازگشت و تمام مطالب را به او اطلاع داد . بلقيس دانست كه او پيغمبر خدا باشد و كسى قدرت مقاومت با او ندارد ، و با اكابر و اعيان مملكت گفت : البته سليمان پيغمبر خداست و ما را قوّت مقاومت با او نيست ، و اگر فرمان او نبريم بر ما غالب شود و ما را به كشتن و اسيرى گرفتار كند . پس همه ، قول او را قبول نمودند و فرستاده‌اى را به سوى سليمان فرستاد كه من به اطاعت متوجه بارگاه توام و يقين دانستم كه دين تو حق است . و به طرف سليمان حركت كرد . جبرئيل به سليمان عليه السلام خبر داد كه بلقيس از يمن به قصد ورود بر او خارج شد . ( آيهء 38 ) قَالَ يأَيُّهَا الْمَلَؤُاْ أَيُّكُمْ يَأْتِينِى بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِى مُسْلِمِينَ ( 38 ) تفسير : سليمان گفت : اى گروه بزرگان ، كدام يك از شما تخت بلقيس را پيش از آن كه آنها همگى در حال تسليم بر من وارد شوند به سراى من مىآورد ؟ حضرت خواست بعض از آنچه حق تعالى به او مخصوص گردانيده بود از عجايب دالّهء بر قدرت و صدق او در ادّعاى نبوّت را به بلقيس بنمايد . ( آيهء 39 ) قَالَ عِفْرِيتٌ مّنَ الْجِنّ أَنَا ءَاتِيكَ بِه‌ِى قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَ إِنّى عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أَمِينٌ لغت : عفريت شخص پليد و مكار و نافرمان ، و يا قوىّ و زيرك است .